مرتضى مطهري

75

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

ترك دنيا به معنى ترك مطلق علاقه خارجى باشد و ممكن نيست مطلق علايق خارجى ممنوع و محرم بوده باشد ، علاقه و محبت قلبى نيز همينطور است . علاقه و محبت قلبى و علاقه و ارتباط خارجى با يكديگر پيوسته‌اند . همانطورى كه بالضروره انسان حوايجى خارجى دارد ، بالضرورة و الفطرة علايقى قلبى براى همان حوايج دارد . بعلاوه همانطورى كه نفس اشياء خارجى مخلوقات خدايند و ممكن نيست شر باشند ، علايق قلبى نيز از نوع انحراف نيست ، طبيعى و فطرى است و مقتضاى حكمت الهى است . در خود قرآن بعضى از مودتها به عنوان نمونه هاى حكمت الهى ذكر شده ، مثلًا در سوره روم ، آيه 21 مىفرمايد : و من اياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان فى ذلك لايات لقوم يتفكرون . اين اشتباه از دو چيز ناشى شده : يكى فلسفى و ديگرى دينى . اولًا خيال كرده‌اند كه علايق انسان به موجودات ، همه عقلى و قابل تغيير و تبديل و يا لااقل قابل اين است كه به صورت عقلى درآيد و فىالمثل ميل به زن و فرزند و خواب و خوراك عقلى است . خيال كرده‌اند انسان به طور كلى طالب كمال است و ميل به هر چيز را به خاطر كمالى كه در او هست مىخواهد و حال آنكه در تمايلات عقلى اين مطلب درست است ( اگر تمايلات عقلى داشته باشيم ) اما در تمايلات طبيعى درست نيست . چگونه ممكن است كه ميل به خواب و خوراك و زن و انواع شهوتها از عشق به حق تحريك شود ، مثلًا انسانى به خاطر خداوند تحريك شهوى به سوى زن بشود ؟ ! ديگر اينكه گمان كرده‌اند معنى آيه كريمهء * ( ما جعلا لله لرجل من قلبين فى جوفه ) * اين است كه انسان هميشه فقط يك چيز را مىتواند دوست داشته باشد ، يعنى يكتادوست است و حال آنكه اين بر خلاف يك امر بديهى است و مقصود آيه هم اين نيست . شايد مضمونهايى از